تبليغاتX
my love
eshghe az dast rafte...

يك فنجان تمنا

تو شب خيس مژه هام يه شب بيا قدم بزن

با رقص تلخ اشك من ساز دوست دارم بزن

اتاق آرزوهامو خيلي مرتب چيدمش

بيا و با يه چشمكت ، اتاقمو بهم بزن

سخته برات تنهايياتو آوك آني

با عشق من چشماي نازتو ببند ، براي من يه آم بزن

مي خواستم از نگات بگم ، دوباره لغزيد قلمم

قصه نويس رؤياها بيا واسم قلم بزن

بگو دوسم داري يا نه ؟ يه جور بهم نشون بده

بقيه ي زندگيمو با اين جواب رقم بزن

به جاي ابرا واسه تو شب تا سپيده باريدم

به خاطر هر آي مي خواي تو لااقل يه نم بزن

اون عكسي آه ازم ديدي توش يه چيزايي آم داره

تو جاي من رو گونه هام هاشور زرد غم بزن

بگو تو زندگيت آيه رد نشو از سوال من

زير جواب نقره ايت چند تا برام قسم بزن

مجنون چي رو بلد نبود آه ليلي قسمتش نشد

توام توي طالع من نقش بد ستم بزن

عاشقي سخت و آسونه ، بستگي به دلت داره

دوس داري بهتر بدوني يه سر به اين دلم بزن

پيش خودت نگو آه عشق هميشه عشقاي قديم

بيا يه بار از عشقاي قشنگ حالا دم بزن

نامه بايد خودش بياد تا بنويسيش واسه من

تو خلوتت سري به اين يه حس محترم بزن

سخته ولي جور ديگه شعر و بايد تموم آنم

دلم آه رفت چيزي اگه مونده بيا ازم بزن

زخم تو ، زخمتو مي خوام ، هر دو واسم مقدسه

چه خنجرو ، چه عشقتو ، فقط واسه خودم بزن

يه وقت اگه تنها شدي با عشق و ساز و زمزمه

به خاطر من يه بارم ، من به تو مي رسم بزن

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

براي ديدن تو

براي ديدن تو نقره ي ماهو چيدم

تا آسمون هفتم به خاطرت دويدم

براي ديدن تو. آسمونو شكافتم

ستاره چشيدم تا طعمشو شناختم

برا ديدين تو خارا رو سجده آردم

به جاي چشم ابرا سوختم و گريه آردم

براي ديدن تو پاييز شدم شكستم

برف زمستون شدم رو بامتون نشستم

براي ديدن تو از درياها گذشتم

دور ضريح عكست شب تا سپيده گشتم

براي ديدن تو شدم مث پنجره

اشاره هات محاله از ياد چشمام بره

براي ديدين تو سوار موجا شدم

چون تو رو داشته باشم هميشه تنها شدم

براي ديدن تو عمري مسافر شدن

به اجترام اسمت رفتم و شاعر شدم

براي ديدن تو خط آشيدم رو تقدير

نگات مث يه صياد منو آشيد به زنجير

براي ديدن تو سنگا رو شيدا آردم

طلسما رو شكستم راها رو پيدا آردم

براي ديدن تو ، تو جنگلا گم شدم

بازيچه ي نگاه ساآت مردم شدم

براي ديدن تو خيلي چيزا شنيدم

خيلي آارا رو آردم اما تو رو نديدم

براي ديدن تو رفتم تو باغ شعرا

سراغ فال حافظ ، دنبال شعر نيما

براي ديدن تو چه دردايي آشيدم

تبم رسيد به خورشيد ، تموم شدم ، بريدم

براي ديدن تو از خواب گل و پروندم

چه شبها مثل مجنون تو دشت و صحرا موندم

براي ديدن تو چه قصه ها آه داشتم

سر و رو شونه ي رنج چه روزا آه گذاشتم

براي ديدن تو قامت غصه خم شد

انگار آه قحطي اومد هر چي به جز تو آم شد

براي ديدن تو نياز نبود بگردم

تو هر جا با من بودي پس تو رو پيدا آردم

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم دی 1386ساعت 15:45  توسط shita | 

يك فنجان تمنا

تو شب خيس مژه هام يه شب بيا قدم بزن

با رقص تلخ اشك من ساز دوست دارم بزن

اتاق آرزوهامو خيلي مرتب چيدمش

بيا و با يه چشمكت ، اتاقمو بهم بزن

سخته برات تنهايياتو آوك آني

با عشق من چشماي نازتو ببند ، براي من يه آم بزن

مي خواستم از نگات بگم ، دوباره لغزيد قلمم

قصه نويس رؤياها بيا واسم قلم بزن

بگو دوسم داري يا نه ؟ يه جور بهم نشون بده

بقيه ي زندگيمو با اين جواب رقم بزن

به جاي ابرا واسه تو شب تا سپيده باريدم

به خاطر هر آي مي خواي تو لااقل يه نم بزن

اون عكسي آه ازم ديدي توش يه چيزايي آم داره

تو جاي من رو گونه هام هاشور زرد غم بزن

بگو تو زندگيت آيه رد نشو از سوال من

زير جواب نقره ايت چند تا برام قسم بزن

مجنون چي رو بلد نبود آه ليلي قسمتش نشد

توام توي طالع من نقش بد ستم بزن

عاشقي سخت و آسونه ، بستگي به دلت داره

دوس داري بهتر بدوني يه سر به اين دلم بزن

پيش خودت نگو آه عشق هميشه عشقاي قديم

بيا يه بار از عشقاي قشنگ حالا دم بزن

نامه بايد خودش بياد تا بنويسيش واسه من

تو خلوتت سري به اين يه حس محترم بزن

سخته ولي جور ديگه شعر و بايد تموم آنم

دلم آه رفت چيزي اگه مونده بيا ازم بزن

زخم تو ، زخمتو مي خوام ، هر دو واسم مقدسه

چه خنجرو ، چه عشقتو ، فقط واسه خودم بزن

يه وقت اگه تنها شدي با عشق و ساز و زمزمه

به خاطر من يه بارم ، من به تو مي رسم بزن

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

براي ديدن تو

براي ديدن تو نقره ي ماهو چيدم

تا آسمون هفتم به خاطرت دويدم

براي ديدن تو. آسمونو شكافتم

ستاره چشيدم تا طعمشو شناختم

برا ديدين تو خارا رو سجده آردم

به جاي چشم ابرا سوختم و گريه آردم

براي ديدن تو پاييز شدم شكستم

برف زمستون شدم رو بامتون نشستم

براي ديدن تو از درياها گذشتم

دور ضريح عكست شب تا سپيده گشتم

براي ديدن تو شدم مث پنجره

اشاره هات محاله از ياد چشمام بره

براي ديدين تو سوار موجا شدم

چون تو رو داشته باشم هميشه تنها شدم

براي ديدن تو عمري مسافر شدن

به اجترام اسمت رفتم و شاعر شدم

براي ديدن تو خط آشيدم رو تقدير

نگات مث يه صياد منو آشيد به زنجير

براي ديدن تو سنگا رو شيدا آردم

طلسما رو شكستم راها رو پيدا آردم

براي ديدن تو ، تو جنگلا گم شدم

بازيچه ي نگاه ساآت مردم شدم

براي ديدن تو خيلي چيزا شنيدم

خيلي آارا رو آردم اما تو رو نديدم

براي ديدن تو رفتم تو باغ شعرا

سراغ فال حافظ ، دنبال شعر نيما

براي ديدن تو چه دردايي آشيدم

تبم رسيد به خورشيد ، تموم شدم ، بريدم

براي ديدن تو از خواب گل و پروندم

چه شبها مثل مجنون تو دشت و صحرا موندم

براي ديدن تو چه قصه ها آه داشتم

سر و رو شونه ي رنج چه روزا آه گذاشتم

براي ديدن تو قامت غصه خم شد

انگار آه قحطي اومد هر چي به جز تو آم شد

براي ديدن تو نياز نبود بگردم

تو هر جا با من بودي پس تو رو پيدا آردم

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم دی 1386ساعت 15:44  توسط shita | 

من ديوونه رو باش آه نفهميدم تو بي رحمي

تمام مشكلم اينه آه حرفامو نمي فهمي

منو باش آه نفهميدم تو بي ذوقي بي احساسي

دروغ بود اينكه مي گفتي تو هم محو گل ياسي

من ديوونه رو باش آه شكستم با شكست تو

تو چه مردابي افتادم يه عمره با دو دست تو

من ديوونه رو باش واسه تو گريه مي آردم

تو رو باش آه نفهميدي تو شعرم گم شده دردم

من ديوونه رو باش آه به پاي چشم تو سوختم

ولي بعد يه آم بازي تو با من بد شدي آم آم

من ديوونه رو باش آه واسه عهدت قسم خوردم

باهات موندم ، باهات ساختم ، واست سوختم ، واست مردم

من ديوونه رو باش آه بهاخماي تو خنديدم

همش يك گل تو باغچم بود اونم آخر واست چيدم

من ديوونه رو باش آه به خوبيم عادتت دادم

شكستي قلبمو اما نديدي رنگ فريادم

من ديوونه رو باش آه واست روزامو سوزوندم

خوشي رو تو خودم آشتم ، ولي با چشم تو موندم

من ديوونه رو باش آه آشيدم ناز چشماتو

چه قد تلخه بدون تو ، چه قدر سخته برام با تو

من ديوونه رو باش آه خيال آردم تو مجنوني

تو حتي اسم مجنونم ، نه آوردي ، نه مي دوني

من ديوونه رو باش آه قد دنيا دوست دارم

نه اما من دوست داشتم حالا آه از تو بيزارم

من ديوونه رو باش آه واست خوندم چه قد ساده

تو حرف عاشقونم رو شنيدي ، حاضر آماده

من ديوونه رو باش آه نشستم منتظر ، رسوا

زدي تو زير قولاتو ، گذاشتي باز منو تنها

منو باش آه نفهميدم منو ديگه نمي خواستي

چه قدر ديوونه اي راستي ، چه قد ديوونه ام راستي

منو باش آه با يه آهنگ مي خواستم مهربونتر شم

زدي تير و توي ذوقم نداشتي حوصله بازم

من ديوونه رو باش آه تو رو عاشق حساب آردم

چه قدر ديوونه تر چون باز ، تو رو اينجا خطاب آردم

من ديوونه رو باش آه ، درسته خيلي ديوونم

جهنم مي رم اما نه ، آنار تو نمي مونم

اينم يه نامه ي ابري ، به امضاي يه ديوونه

فقط بيچاره اون آس آه ، يه عمر با تو مي مونه

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم دی 1386ساعت 15:40  توسط shita | 
in weblog o vase yeki az dostam dorost kardam

namzadesh velesh karde rafte va be ghole khodesh

mikhad ba yeki dige bere 

lale jon midonam hanoz shahab o dost vari va ela

on roz telefonam o javab midadi

pas khaheshan inja

baram pm bezar

kasi hastam ke ta hala ey baram sorate maheto nadidam va hata 

ye bar ham sedato nashenidam

vali midonam ke kheyli goli

 

in sher haye maryam heydarzad taghdime to bad 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم دی 1386ساعت 15:37  توسط shita | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ

نوشته های پیشین
دی 1386
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM